خرید بک لینک
به هیچی که نرسیدم ولی کاش حداقل چار پنج سالزودتر دنیا میومدم فوتبالای بهتریو زنده میدیدم. (البته با صرفنظر از گزینه کاش به دنیا نمیومدم) مثلا میبینم فلان فوتبال مال ۲۰۰۱ بوده و عجب فوتبالییییی.من خیلی زور بزنم بازیای ۲۰۰۶ رو یادم بیاد. هههه دغدغه قشنگی دارم وسط نابودی زندگیمون.مغز بیچاره‌ام دنبال راه رهاییهمکانیزم دفاعی ول میده از خودشمیگه برو خلاصه بازیای جذاب قدیمی رو ببین.بعد مثلا شاگردام میان اره فینال ۲۰۱۸ خدا بودجمع کن بابا :)))) تو چمیدونی کاکا کیه مالدینی کیه کاناوارو کیههههتو چمیدونی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 15:18

میدونی چی خیلی ناراحت کنندست؟اگر کوچیکترین اشاره‌ای به نبودن و نداشتن "پدر" بشه همه فکر میکنن به خاطر مشکلات مالی یا اینکهتو شرایط سخت یه بزرگتر باشه راهنمایی کنه و ... است.در صورتیکه تو دلت داره میترکهحاضری همه چیزتو بدیفقط واسه یه بار با هم چای خوردنواسه یه بار گوش دادن به اهنگ موردعلاقشواسه یه شب موتور سواری تو خیابونای شهریه بار گرفتن دستاش...چیزایی که هیچوقت نمیتونی بیان کنی و ترجیح میدیفقط توی خلوتت بهشون فکر کنیو ببینی هر چقدر بزرگتر میشیچقدر جای خالیش بزرگتر میشهچقد دلتنگیت بیشتر میشهچقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 15:18

واقعا قشنگ‌تر از این میشهعزیز بودن یه نفر رو توصیف کرد؟ "تو مثل یاد بازی منتو کوچه‌های پیر و خاکیهنوزم برای من عزیز و پاکی...تو مثل شهر کوچیک منهنوز برام خاطره‌سازیهنوزم قبله معصوم نمازی"تک تک کلمات این اهنگ رو دوست دارم.اصلا از تابستون به خاطر این بدم میاد که اهنگا بهم نمیچسبن. فکر کن الان پاییز بود و گوش میدادی:" چشم تو همرنگ یه باغهتو غربت غروب پاییزمثل من؛ از یه درد کهنه لبریز" ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 15:18

!-.-.-Design By : Pichak.net-.-.-> ببخشید که هیچ‌جوره با نبودنت نتونستم کنار بیام. دیروز یه دختره و باباش با شوخی و خنده وسر و صدا اومده بودن کلاس ثبت نام کنن. بعد رفتنشون رفتم تو سرویس بهداشتی اموزشگاهگریه کردم. نه از روی حسودی که از روی... نمیدونم.شاید از اینکه همیشه تنها بودمو هیچوقت یه نفر حتی یه لبخند گرم تو روم نزد. نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد ۱۴۰۵ساعت 23:50 توسط mahtab| | <!-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> ببخشید که هیچ‌جوره با نبودنت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:15

اونی که میخواستی تو غبارها گم شد مرغی شد و پشت حصارا گم شد باد اومد و تو جنگلا قدم زد اسم تورو از همه جا قلم زد ببین جدایی چه به روزش آورد چه سر نوشتی که براش رقم زد

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:15

نمیدونم چرا هر وقت زیاد به بابام فکر میکنم شبش خواب عمه‌ام رو می‌بینم‌. حاجی خودت بیا چرا نایب‌السلطنه‌‌ات رو می‌فرستی؟!

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:15

من اونیام که گوشیشو گذاشت رو زنگو اعضای خانواده با صدای زنگ گوشیشبرای سال تحویل بیدار شدن اما خودشو بیدار نکردن. هعیییی. امسال که جایی نمیریم و کسی هم نمیاد خدا رو شکردر واقع میشه گفت عید نداریم چون هنوز سالگرد دایی نشدهو این برای منی که از شلوغی و جمع فامیلو دید و بازدید بدش میاد بد نیست. هر چند کاش هنوزم مثل هر سال اولین نفر به دیدنش میرفتیم .....امسال میخوام ادم بهتری باشم. موفقتر و قویتر.خیلی وقته دست از مقایسه خودمو بقیه برداشتم و امسال بیشتر روی این موضوع تمرکز میکنمو هرگزززززخودمو مقایسه نمیکنمکه یکی از شکنجه اورترین کارایی بودکه در حق خودم انجام میدادم. نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ساعت 11:13 توسط mahtab| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: يکشنبه 7 مرداد 1403 ساعت: 19:33

من اونیام که گوشیشو گذاشت رو زنگو اعضای خانواده با صدای زنگ گوشیشبرای سال تحویل بیدار شدن اما خودشو بیدار نکردن. هعیییی. امسال که جایی نمیریم و کسی هم نمیاد خدا رو شکردر واقع میشه گفت عید نداریم چون هنوز سالگرد دایی نشدهو این برای منی که از شلوغی و جمع فامیلو دید و بازدید بدش میاد بد نیست. هر چند کاش هنوزم مثل هر سال اولین نفر به دیدنش میرفتیم .....امسال میخوام ادم بهتری باشم. موفقتر و قویتر.خیلی وقته دست از مقایسه خودمو بقیه برداشتم و امسال بیشتر روی این موضوع تمرکز میکنمو هرگزززززخودمو مقایسه نمیکنمکه یکی از شکنجه اورترین کارایی بودکه در حق خودم انجام میدادم. نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ساعت 11:13 توسط mahtab| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: چهارشنبه 27 تير 1403 ساعت: 16:47

من اونیام که گوشیشو گذاشت رو زنگو اعضای خانواده با صدای زنگ گوشیشبرای سال تحویل بیدار شدن اما خودشو بیدار نکردن. هعیییی. امسال که جایی نمیریم و کسی هم نمیاد خدا رو شکردر واقع میشه گفت عید نداریم چون هنوز سالگرد دایی نشدهو این برای منی که از شلوغی و جمع فامیلو دید و بازدید بدش میاد بد نیست. هر چند کاش هنوزم مثل هر سال اولین نفر به دیدنش میرفتیم .....امسال میخوام ادم بهتری باشم. موفقتر و قویتر.خیلی وقته دست از مقایسه خودمو بقیه برداشتم و امسال بیشتر روی این موضوع تمرکز میکنمو هرگزززززخودمو مقایسه نمیکنمکه یکی از شکنجه اورترین کارایی بودکه در حق خودم انجام میدادم. نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ساعت 11:13 توسط mahtab| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 13:45

این چند روز به مناسبت تولد دوست خوبم ابراهیم جان

پوست شیر رو هزاران بار گوش دادم و باهاش عربده زدم

سگ نجاست کنه به این بخت که نشد یه کنسرت ابی بریم

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 13:45

من اونیام که گوشیشو گذاشت رو زنگو اعضای خانواده با صدای زنگ گوشیشبرای سال تحویل بیدار شدن اما خودشو بیدار نکردن. هعیییی. امسال که جایی نمیریم و کسی هم نمیاد خدا رو شکردر واقع میشه گفت عید نداریم چون هنوز سالگرد دایی نشدهو این برای منی که از شلوغی و جمع فامیلو دید و بازدید بدش میاد بد نیست. هر چند کاش هنوزم مثل هر سال اولین نفر به دیدنش میرفتیم .....امسال میخوام ادم بهتری باشم. موفقتر و قویتر.خیلی وقته دست از مقایسه خودمو بقیه برداشتم و امسال بیشتر روی این موضوع تمرکز میکنمو هرگزززززخودمو مقایسه نمیکنمکه یکی از شکنجه اورترین کارایی بودکه در حق خودم انجام میدادم. نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ساعت 11:13 توسط mahtab| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: جمعه 25 خرداد 1403 ساعت: 13:55

نه حرفم میاد

نه پستم میاد

حوصله هم ندارم. دچار افسردگی فصلی شدم (چه ربطی دارههههههههه)

نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد ۱۴۰۳ساعت 22:31 توسط mahtab| |

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: جمعه 25 خرداد 1403 ساعت: 13:55

من اونیام که گوشیشو گذاشت رو زنگو اعضای خانواده با صدای زنگ گوشیشبرای سال تحویل بیدار شدن اما خودشو بیدار نکردن. هعیییی. امسال که جایی نمیریم و کسی هم نمیاد خدا رو شکردر واقع میشه گفت عید نداریم چون هنوز سالگرد دایی نشدهو این برای منی که از شلوغی و جمع فامیلو دید و بازدید بدش میاد بد نیست. هر چند کاش هنوزم مثل هر سال اولین نفر به دیدنش میرفتیم .....امسال میخوام ادم بهتری باشم. موفقتر و قویتر.خیلی وقته دست از مقایسه خودمو بقیه برداشتم و امسال بیشتر روی این موضوع تمرکز میکنمو هرگزززززخودمو مقایسه نمیکنمکه یکی از شکنجه اورترین کارایی بودکه در حق خودم انجام میدادم. نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ساعت 11:13 توسط mahtab| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: سه شنبه 8 خرداد 1403 ساعت: 23:32

من اونیام که گوشیشو گذاشت رو زنگو اعضای خانواده با صدای زنگ گوشیشبرای سال تحویل بیدار شدن اما خودشو بیدار نکردن. هعیییی. امسال که جایی نمیریم و کسی هم نمیاد خدا رو شکردر واقع میشه گفت عید نداریم چون هنوز سالگرد دایی نشدهو این برای منی که از شلوغی و جمع فامیلو دید و بازدید بدش میاد بد نیست. هر چند کاش هنوزم مثل هر سال اولین نفر به دیدنش میرفتیم .....امسال میخوام ادم بهتری باشم. موفقتر و قویتر.خیلی وقته دست از مقایسه خودمو بقیه برداشتم و امسال بیشتر روی این موضوع تمرکز میکنمو هرگزززززخودمو مقایسه نمیکنمکه یکی از شکنجه اورترین کارایی بودکه در حق خودم انجام میدادم. نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ساعت 11:13 توسط mahtab| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: چهارشنبه 26 ارديبهشت 1403 ساعت: 23:55

من اونیام که گوشیشو گذاشت رو زنگو اعضای خانواده با صدای زنگ گوشیشبرای سال تحویل بیدار شدن اما خودشو بیدار نکردن. هعیییی. امسال که جایی نمیریم و کسی هم نمیاد خدا رو شکردر واقع میشه گفت عید نداریم چون هنوز سالگرد دایی نشدهو این برای منی که از شلوغی و جمع فامیلو دید و بازدید بدش میاد بد نیست. هر چند کاش هنوزم مثل هر سال اولین نفر به دیدنش میرفتیم .....امسال میخوام ادم بهتری باشم. موفقتر و قویتر.خیلی وقته دست از مقایسه خودمو بقیه برداشتم و امسال بیشتر روی این موضوع تمرکز میکنمو هرگزززززخودمو مقایسه نمیکنمکه یکی از شکنجه اورترین کارایی بودکه در حق خودم انجام میدادم. نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ساعت 11:13 توسط mahtab| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: دوشنبه 17 ارديبهشت 1403 ساعت: 22:49

صفحه بندی