خستم از ادم بودن .... از ادم بودن
خستم از دنبال حقیقت گشتن
خسته از خراب شدن باورها
خسته از خوندن تاریخ و جنایتایی که این اشرف مخلوقات(!) کرده
خسته از دیدن وخوندن مصیبتای اندک ادمای خوبی که دنیا بهشون رحم نکرد ...
دلم میخواد شاد باشم اما نمیشه
کاش یه انسان خوش خیال بودم
یکی که نه میفهمه نه فکر میکنه نه کتاب میخونه
کاش الان تنها دغدغم مربوط به رنگ لاکم و ارایشم و لباس
و کوفت و زهرمار بود
خودمم نمیدونم چی میخوام دیگه ...
عمیق که فکر کنی میبینی چقد دنیا پوچ و غم انگیزه..
برچسب:
نویسنده: مبین مقدم