کاش یه مرغ کرچ بودم که الان روی جوجه هاش خوابیده و نه میدونستم قرنطینه چیه
نه میدونستم ایران کجاست نه بدبختی دیگه ای داشتم
اما متاسفانه وسط یکی از بحرانی ترین قسمتای زندگیم گیر افتادم
و روز به روزم هارتر میشم دلم میخواد همه رو له کنم فقط
چون دیگه کشش یه مکافات دیگه رو ندارممممممم
ندارم خدایا میفهمی؟
برچسب:
نویسنده: مبین مقدم