خرید بک لینک

شبایی که خوابم نمیبره میرم پشت پنجره بیرونو نگاه میکنم.

گربهها تردد های مشکوکی میکنن

دائما در حال طی کردن طول و عرض کوچه هستن

گاهی اروم میرن و دور و بر رو چک میکنن

گاهی تند قدم برمیدارن.

گاهی وسط راه رفتن میایستن و طولانی مدت

زل میزنن به پشت سرشون بعد یهو میدوان.

چه مرگتونه خب؟ بگیرید بکپید دیگه.

شاید بگید به تو چه؟

اخه چند وقت پیش شب خونه یکی از دوستام

که گربه داره بودم و گربهش تا صبح نذاشت بخوابم

انقد که تو خونه راه رفت و اینور اونور پرید.

صبحش به دوستم گفتم؛ گفت این همیشه شبا

مثل روح سرگردان تو خونه میچرخه

ما هم عادت کردیم و حالیمون نمیشه

ولی احتمالا چون تو باهاش بازی کردی هیجان زده شده بود

و نمیخوابید. [پدرسگ]

نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان ۱۴۰۲ساعت 0:21 توسط mahtab| |

برچسب: نویسنده: مبین مقدم تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1402 ساعت: 1:07

صفحه بندی